|
A Fool Being's Memo كفشاتو در بيار
| |
|
هوووووق ... این یک ! یه مشت جوجه احمق ... این دو ! بچه بازی هم حدی داره ... این سه ! یه گشت توی وبلاگا زدم ... دیدم خیلیاشون راجع به عشق بچگونشون مطلب دارن ! یه دور توی وبلاگ سعید جیگر زدم ( www.avalon.blogfa.com ) دیدم اینم یه مطلبی راجع به این بچه بازی های ملت نوشته . همه از عشقاشون نوشتن ... من عاشق فلانی شدم ... چطوری ؟ ... با یه نگاه ... انقدر خوشگله که نگو ... همیشه دوسش دارم و اصلا اونو برای ارتباط بووق نمی خوام ... فقط عاشقشم و همین ! اون یکی نوشته امروز مخ یه دختره رو زدم فردا می خوام دعوتش کنم خونمون ! ... بووووق ! اون یکی نوشته من منتظرم یکی پیدا شه که واقعا عاشقش بشم ! همش هوس ... همش هوس ... همش هوس ! ... اونی که دختره رو برای بوق می خواد هم هوس رانه ... اونی که فقط برای حرف زدن و دیدن می خواد هم هوس رانه ... چرا ؟ چون : عشق ، وقتی معنا داره ، که تو در همه جا و همه لحظه ها ، یه تار موی طرف رو با یه دنیا عوض نکنی ... تو که تا یه دختر خوشگل می بینی دست و پات شل می شه ، دم از عشق نزن ! ... تویی که می خوای به اسم جی اف داشتن کلاس بزاری ، دم از عشق نزن ! واقعا خنده داره ... خیلی خیلی خنده داره ... خیلیییییییییییی ! برید یه خورده فکر کنید ببینید چقدر نزدیکید به عشق ؟ ... چقدر طرفو از ته دل می خواید ؟ ... من بهتون می گم ... خیلی کم! البته از اینطرف با اونایی که همش می گن عشق=هوووق هم کاملا مخالفم ... در مورد پسراش چیزی نمی گم چون این دسته از پسرا خیلی کمن ... ولی دخترا زیادن ... اون دخترایی که می گن من پسر دوست ندارم و عمرا هیچ وقت با یکیشون آشنا نمی شم و هزار تا چرت و پرت دیگه . یا اینکه واقعا مشکل دارن... حالا یا طرز فکرشون غلطه یا یه بدی ای از یه پسر دیدن یا هزار تا مورد دیگه . یا اینکه خودشونو به اون راه می زنن و می خوان بگن من با بقیه متفاوتم ... من مثل همه دوست ندارم با پسر حرف بزنم ... من یه چیز دیگه ام ... به من توجه کنید ! این بحث جای حرف زیاد داره ... مثل همیشه من حوصلشو ندارم ... پس همین کفایت می کنه ! ... نظراتتون برام خیلی جالبه ... ببینم چی می گید ! ... فقط با دلیل و منطق ! ... جیغ و داد نکنید که من سرم درد می کنه ! نوشته اي از جغدی به تاريخ سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 ساعت 13:48 | | لينک ثابت
بالاخره بعد از مدت زیادی که دلم می خواست توی وبلاگا بنویسم ، تصمیم گرفتم خودم یه وبلاگ بزنم و یه سری چیز توش بنویسم . هر کس یه انگیزه ای برای وبلاگ زدن و نوشتن داره ... منم سعی می کنم اینجا اونطوری که دلم می خواد بنویسم ... ولی یه چیزایی بنویسم که ارزش خوندن داشته باشن . خب حرف اضافه نمی زنم ... می ریم سر مطلب اول . امروز یکی از دوستام ، به من پی ام داد و گفت که براش یه نمایشنامه بنویسم ... خب اونایی که منو می شناسن ، می دونن یه دستی توی نوشتن طنز دارم ... البته اگه بخوایم درست تعبیر کنیم ، طنز نه ، دستی توی نوشتن جک دارم ! ... یعنی نوشته هایی که کلا از هر وسیله ای برای خندوندن استفاده می کنن ... خیلی با طنز فرق دارن از نظر من . از بحث منحرف نشیم ... طرف به من پی ام داد و گفت یه نمایشنامه بنویس واسه کلاس ادبیاتمون لازم دارم ... یه خورده که سبک سنگین کردم دیدم اگه من بنویسم اصلا به درد طرف نخواهد خورد ... پس سعی کردم به خودش بقبولونم که می تونه بنویسه . توی یکی از سایتا ، اخیرا یه مسابقه کوچیک نمایشنامه نویسی بود که این دوستمون هم توش شرکت کرده بود و نمایشنامش مورد قبول هم بود ... ولی نمی دونم چرا خودشو قبول نداشت ... می گفت اگه من بنویسم بد می شه و می خوام یه نوشته تک باشه و لطفا تو بنویس و اینا ... هی از من اصرار از اون انکار . طوری بود که طرف حاضر بود بره سر کلاس منفی بگیره ، ولی ننویسه ! خیلیا همینجورین ... خودشونو قبول ندارن یا شاید فکر می کنن بقیه از اونا بهترن . حاضرم سر یه گوشم شرط ببندم ، بین همکلاسیهاش ، می تونست بهترین باشه و حتی دو برابر نفر دوم نمره بگیره ... ولی طرف خودشو قبول نداشت ... هر چی هم سعی کردم نتونستم راضیش کنم که با خیال راحت بشینه بنویسه ... احتمالا الان خودشم داره این مطلبو می خونه . ملت ... عزیزان ... موجودات دو پا ! ... بابا همه آدمن ... پس وقتی یه کاری رو یه نفر می تونه بکنه ، بقیه هم می تونن ... واسه چی خودتونو قبول ندارید ؟ ... واقعا داره کار به جایی می رسه که آدما دو دسته بشن ... یه سری اونایی که هر کاریشون کنی خودشونو قبول ندارن ... و یه سری دیگه اونایی که خودشونو بیش از حد قبول دارن و انتظار کارایی رو از خودشون دارن که ازشون بر نمیاد ... این وسط اونایی که به خودشناسی متعادل رسیدن ، خیلی خیلی کمه ... و روز به روز داره کمتر می شه ! یه خرده به خودتون بیاید ! والسلام ! نوشته اي از جغدی به تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 20:12 | | لينک ثابت
|
|
Template Designed By Sina. © 2008.