|
A Fool Being's Memo كفشاتو در بيار
| |
|
دیگه چی کار کنم دیگه نمی شه که ملتو چشم انتظار گذاشت ! توضیحی مختصر : یلدا بازی یه جوری بازی تو وبلاگاست . هرکسی که از طرف کسی _دقت کنید باید حتما دعوت شده باشید_ دعوت شده ، یه پست توی وبلاگش می زنه . 5 تا چیز در مورد خودش می گه که بقیه نمی دونن . و بعد هم 5 نفر رو دعوت می کنه به یلدا بازی . و بهتره تکراری نباشن ! یعنی قبلا کسی دعوتشون نکرده باشه . 1- همین الان دارم رپ گوش می دم … من از آهنگای ریتم تند ، بازیای ریتم تند ، کارای ریتم تند ، و در کل ریتم تند خیلی خوشم میاد ! ... یه چیزی در گوشم تند تند وق وق کنه بهم حال می ده ! 2- ساز می زنم ... "تمبک" می زنم و خیلی هم دوسش دارم ... اینم باز مربوط به همون ریتم تند و این صحبتاست ! بریم سراغ اخلاقیات : 3- خیلی به آدما خوش بینم و عقیده دارم همیشه یه راه برگشتی برا همه هست ... هرچقدر هم که بد باشن ... به طوری که اگه رئیس یه زندان بودم ، احتمالش بود بعد یه مدت همه رو آزاد کنم !! 4- از راهنمایی کردن بقیه بی اندازه لذت می برم ... خدا می دونه چقدر وقتمو سر این کار گذاشتم ... ولی وقتی بیش از اندازه به نصیحت کردن نزدیک می شم از کارم بدم میاد . 5- هر وقت بخوام رو چیزی تمرکز کنم ، می کنم ! یعنی هر وقت اراده کنم ... وسط مهمونی می تونم مسئله خفن ریاضی حل کنم و وسط همهمه کلاس به بدبختیا و خوشبختیای زندگی فکر کنم ! ... و این خیلی بهم کمک کرده ... یادمه یکی از معلمام که معلم فیزیک بود سر کلاس یه روز گفت : و کیا دعوت می شن ؟ :(ویرایش شده) گوایهیر(آرشام-مسعود) :
http://rojasedaghati.blogfa.com
نوشته اي از جغدی به تاريخ یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 21:21 | | لينک ثابت
یه آپ ضربتی ! ضربتی از این جهت که یه چیزی رو خوندم و بر آن شدم که یه چیزی بنویسم خیلی سریع زود تند جلدی خفن ! دقت کردین که ملت چقدر دوست دارن از بدبختیاشون بگن و از خوشبختیاشون نگن ؟ واقعا دلیلش چیه ؟ من بعد از فکر کردن به این نتیجه رسیدم که این یه خورده برمیگرده به جاه طلبی آدما . می خوان بزرگ باشن . می خوان همیشه بهترین باشن از همه نظر . خب وقتی این شرایطو دارن ، حالا شرایطشون چه خوب چه بد باشه ، می خوان یه جوری توجیه کنن که آقا من اگه شرایطم بده به خاطر اینه که اله و بله . این بدبختیا رو دارم واسه همین نتونستم پیشرفت کنم ! یه توجیه ساده ! چون یه عالمه خوشبختی داره و بقیه ندارن . از بدبختیاش می گه که بگه آی ملت ، آی بقیه منم مثل شمام . منم با شما فرقی ندارم . شمام می تونید مثل من باشید . این استثناها که گفتم یه خورده عاقلترن و یه خورده روشنفکر تر . و در آخر یه عده هم هستن کلا مرض دارن ! مرض دارن از بدبختیاشون می گن . دوست دارن همه چی رو سخت بگیرن . انگار سخت گرفتن خیلی حال می ده !!! آقا چرا انقدر خودتو بدبخت نشون می دی ؟ دِ بزار کنار این کارو خب . به قولی حتی اگه یه باریکه نور هم داری ، مرتب اونو برا خودت تکرار کن . بهش دل خوش کن . همینا رو که بهشون بگی می گن : عزیز من فایده نداشته باشه حداقل ضرر نداره . فایده اگه نداشته باشه ، اندازه این که هی در گوش این و اون و خودت بگی من بدبختم من بیچاره ام من هزار و یکی و نصفی مشکل دارم ، ضرر نداره . برو یه خورده فکر کن ببین واقعا چرا انقدر باید بدبختیاتو تو سرت بکوبی ؟ به نتیجه می رسی ! همین ! دوستی که خودش می دونه چقدر خاطرشو می خوام و خودش می دونه که چقدر از این اخلاقش بدم میاد این مطلبو براش نوشتم تا بخونه ! البته امیدوارم بخونه ! البت ملت می خوام رو این حرفام نظر بدین . چون من به یه نتیجه قطعی نرسیدم . فقط یه سری حدسیات قریب به یقین داشتم که نوشتم اینجا . یلدا بازی رو هم که بیتای عزیز لطف کرد دعوتم کرد به زودی می زنم پستشو . فعلا آدم کم دارم واسه دعوت کردن . نوشته اي از جغدی به تاريخ چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 22:53 | | لينک ثابت
آپ می نماییم بعد عمری و می گوییم که زنده ایم و نفس می کشیم ! موخرترین ، مزخرفترین و مهمترین اتفاقی که توی این دو هفته و خورده ای که آپ نکردم برا من افتاد دو سه مورد لجبازی بود . و می خوام در مورد پدیده ای به نام لجبازی صحبت بنمایم همی ! شنیدین می گن مرغ یه پا داره ؟ یه چی تو همون مایه هاست . مثلا با طرف می شینی صحبت می کنی . یه اشتباه باعث می شه طرف یه برداشت بد بکنه و همون برداشت بد می شه ریشه همه مشکلات بعدی . طرف ناراحت می شه . میفته رو دنده لج . ولی دنده لج چیه ؟ پایینو بخونید تا بفهمید . می گی خدا یکیه می گه نه دو تاست !(استغفرالله) می گی بابا لجبازی نکن می گه من کی لجبازی کردم چرا تهمت می زنی ؟ دیوونه ! انصافا بد وضعیه . شروع که شد مگه تموم می شه ؟ مگه می شه ؟ نه نمی شه ! آخه خواهر من(خانما مقدم ترن) ، برادر من ، جای اینکه لجبازی کنی دو دقیقه درست فکر کن . منطقی باشی به یه نتیجه می رسی ولی اگه لجبازی کنی به همون نتیجه هه هم نمی رسی ! من همونطور که گفتم دو سه مورد لجبازی دیدم این مدت و واسه همون یه نمه آگاه شدم که این پدیده خیلی مزخرفه و بهتره ببینیم ملت چی می گن ! نتیجه گیری نهایی چیه ؟ این که ملت ، این دنده لج رو از گیربکستون حذف کنید ! افت داره ! نظرتونم رو این دو تا بگید که به طور اتفاقی پیداشون کردم و به دردم هم خوردن : دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. ---- - حاضر بودم تمام زندگیم را بدهم تا کاری کنم که او بخندد . ولی او حاضر بود تمام زندگیش را بدهد تا به کارهای من نخندد . و اینگونه عمر هر دوی ما بیهوده تلف شد ... نوشته اي از جغدی به تاريخ جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 11:51 | | لينک ثابت
هه هه .
من شدیدا در حال نوسانم ! در کل تعطیل شدم ! ... چی ؟ ... بودم ؟ ... خب بیشتر شدم ! ... هان ؟ ... بیشتر بودم ؟ ... اه انقدر گیر دادن نداره که . اصلا به خودم نمی تونم اعتماد کنم . نمی دونم می دونید چه حس بدیه یا نه . هر تصمیمی می گیرم نمی تونم سبک سنگین کنم ببینم قابل اعتماد هست یا نه . هر دقیقه تصمیمم عوض می شه . نمی دونم واقعا چه فشاری بهم اومده که اینجوری شدم . ولی به نظرم یه خواب درست حسابی و یه روز استراحت فکری چاره سازه . مرسی ملت ... هیت وبلاگ چقدر بالا رفته ... تعداد نظرات هم که سر به آسمون می زاره ! هه هه ... دیروز و پریروز کلی خندیدیم ! ... هر هر هر ! ... کوفت ! کلی بسی خیلی زیاد سوژه بودیم تو خیابون ... یکی دو سالی بود انقدر تابلو بازی در نیاورده بودیم .
آهان ... اصل مطلبی که می خواستم بگم قضیه امیده ... ملت یه چیزی بگین من امیدوار شم به قبولی تو کنکور ... آدم انقدر چیزای مختلف می شنوه شاخ در میاره . یکی می گه قبولی یکی می گه عمرا یکی می گه بخونی قبولی یکی می گه فلان یکی می گه بهمان . نباید به این حرفا گوش داد منم می دونم ... باید بخونم هر چقدر می تونم . ولی به هر حال آدمی خودشو خر می کنه گاهی وقتا ! ... من برا امید گرفتن به بعضی از این حرفا دل خوش می کنم ! نوشته اي از جغدی به تاريخ شنبه دوم دی 1385 ساعت 20:8 | | لينک ثابت
|
|
Template Designed By Sina. © 2008.