|
A Fool Being's Memo كفشاتو در بيار
| |
|
جدیدا ناراحتیهایی که یه مدتی بهشون فکر نکردم، اومدن جلو چشم بهشون فکر کردم و ناراحتم کردن. الان دقیقا پایین قفسه سینم، اونجایی که بهش میگن جناق؟ همونجا، یه خورده پایینترش یه حسی دارم. واسه همین ناراحتیاس. مادر بگرید و این صحبتا. هنو درمونشو پیدا نکردم. از اینا که بگذریم، دیروز توی مسیر ترمینال تا خونه فهمیدم که بعضی اخلاقای آدم چقد تو رفتارای معمولیش نمود پیدا میکنه. توی راه رفتنم حتی با یه ساک سنگین، یه نفر ازم جلو نزد. توی حالت معمولی وقتی تنها باشم و چیزی باعث نشه راه رفتنم کند شه، وقتی کسی ازم جلو بزنه تحسینش میکنم یه جورایی، و خب سعی میکنم بهش برسم. حال خود دریابید سخن را. در انتها اینکه من اینهمه نیستم! نوشته اي از جغدی به تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 2:23 | | لينک ثابت
چرا اینجا باید آپ نشه؟چون حرفی ندارم. چرا باید آپ شه؟ چون دوس دارم آپ شه! کمـــــــــک! نوشته اي از جغدی به تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 0:7 | | لينک ثابت
- دارم میرم سر کوچشون. میای؟ - میری چیکار؟ - اون پسره علی احتمالا الان اونورا پرسه میزنه. میخوام باهاش اختلاط کنم! - احمق نشو. واسه چی الکی میخوای دعوا راه بندازی؟ - مگه تو پیشم نبودی وقتی سعید اومد آمار داد؟ - چرا بودم. ولی دلیل نمیشه که! - دلیل نمیشه؟ غلط میکنه هرروز وایمیسته سر کوچه مدرسشون! - خب وایسته اونجا. اینهمه دختر تو اون مدرسه است! - ببین خودتم خوب میدونی چشش کیو گرفته! - اصلا برفرضم که گرفته باشه. اولا که تو مالک اون نیستی، دوما هم با دعوا هیچی حل نمیشه. - حالا وقتی زدم در گوشش و از فردا نیومد میفهمی حل میشه یا نه! - عجب خریهها. خوبه حالا پسرعموهاشو میشناسی. - منم آدم میارم کاری نداره که. - آخه الاغ، سر یه دختر میخوای دعوا به این بزرگی راه بندازی؟ - چرا که نه! باید حالیش شه نباید با من در افتاد. - اصلا ببینم تو از کجا میدونی این کارت درسته؟ - معلومه دیگه. کارم منو تو دلش جا میکنه. اینجوری راحت بهش میرسم. - جدی؟ - آره. غیرت همیشه دخترا رو تحت تاثیر قرار میده. نمیدونستی بدون! - هه هه ... نمیدونی که اینا وایمیستن کر کر به این وحشی بازیای پسرا میخندن. - بذار بخندن. مهم اینه که تاثیرشو بذاره. - چه تاثیری؟ واقعا فکر میکنی ارزششو داره؟ - مثل اینکه تو نمیفهمی من دوسش دارم! - باز شروع کرد چرت و پرت گفتن. - چرت و پرت چیه؟ از اون خوشگلتر تا حالا دیدی؟ - عجب احمقیه! چه ربطی داره مگه به خوشگلیه؟ تازه همینه دیگه. خوشگلتراشون بیشتر از اینجور تفریحا خوششون میاد. سادهایا! - چرا چرت و پرت میگی. مگه نمیبینی چه آماری به من میده؟ کدوم تفریح؟ اون دلش اینجاست! - میگم سادهای قبول نمیکنی! اگه دلش اینجاست پس چرا دیروز عصر با اون پسره نشسته بود تو کافی... - من که الکی حر.... چی گفتی؟ - هیچی ولش کن. - نه وایستا ببینم چی گفتی؟ با اون پسره نشسته بودن تو کافی شاپ؟ - آره. مگه خبر نداشتی؟ من فک میکردم خ... - ا ا ا عجب نامردیه این پسره. من همین دیروز ظهر با پریسا تلفنی صحبت کردم گفت که عصر میره خونه فامیلشون. پسره دیگه داره خیلی پررو میشه! من دهنشو سرویس میکنم بیناموسو!!! - بابا کوتاه بیا ممد. ا ممد وایستا کجا داری میری؟! ... - الو ... الو سلام پریسا خوبی؟ فریدم ... یه نگاه سر کوچتون بنداز چند دقیقه دیگه بین ممد و علی دعوا میشه! هه هه! الان فقط موندیم خودم و خودت! حال کردی نه؟ نوشته اي از جغدی به تاريخ پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 1:49 | | لينک ثابت
|
|
Template Designed By Sina. © 2008.